امروز روزی است مثل روز های دیگه برای خیلی های دیگه!ولی برای بعضی ها هر روز می تواند معنای خاصی داشته باشد!امروز می تواند برای کسی یادآور خاطره ای نیک یا بد باشد! روز تولد یا سالگرد وفات عزیزی باشد!روز ازدواج کسی باشد یا ...!امروز برای من یک روز معمولی بود ولی نه زیاد معمولی! ولی برای یک بزرگوار در شهر کوچک ما، هوراند،امروز روز خاصی بود!امروز برای او پایان یک دوره بود !دوره ای چندین و چند ساله!

آری امروز پس از 30 سال در کنار دانش آموزان زیستن،دست انها گرفتن،فکر آنها بال و پر دادن، برای یک معلم روز بازنشستگی بود.
در مراسمی ساده اما صمیمی ،معلم پیشکسوت حاج غلامعلی عبدی آزاد،و همکاران نظاره گر اسلاید شویی گشتند که از اوان خدمت آن استاد محترم را تا همین چند روز قبل، در قالب عکس هایی به یاد ماندنی نشان می داد ،عکس هایی که گذر عمر در سال های خدمت را به خوبی می نمایاند...چه می شود کرد ! دنیا است و عمری که می گذرد...به هر حال... بعد از 30 سال خدمت و زحمت امروز از مدرسه خداحافظی نمود! ولی عیان است که معلم اگر بازنشسته هم شود باز دل در گرو مدرسه و دانش آموزان و همکاران دارد و در حقیقت او هیچ وقت از کار تعلیم و تربیت و معلمی بازنشسته نمی شود هر چند که در مدرسه نیز حضور نیابد!
او هر جا که باشد معلم است و معلم باقی خواهد ماند چه برای خیل عظیم دانش آموزانش و چه برای همکاران و دیگران! و خاطره هایش نیز با آنها خواهد بود.
آری معلمی چیزی بسیار فراتر از یک شغل است،معلمی خاطره ساز و خاطره پرور است ...
به هر حال ما به عنوان کسی که زمانی شاگردی آن پیشکسوت را نموده ایم، هیچ نداریم بگوییم جز انکه :
"معلم عزیز،زحمات 30 ساله ی شما را ارج می نهیم و سپاسگزار شما هستیم. بعد از این همه خدمت واقعا خسته نباشید.
امید آن داریم هر جا که باشید لطف خدا بیشتر از هر زمان شامل احوالتان گردد."